برتولد اشپولر ( مترجم : جواد فلاطورى )
320
تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي )
نهاوند ) « 105 » صورت مىگرفت و يا از جانب حكام طبق قواعدى كه خود وضع مىكردند ( سال 224 ه / 839 م در طبرستان ، « 106 » سال 255 ه / 869 در رى « 107 » و سال 269 ه / 3 - 882 م براى برخى نواحى خراسان در زمان جنگهاى داخلى ) . « 108 » بههرحال اينگونه افزايش ماليات غالبا بدين صورت بود كه پس از وصول ، يكبار ديگر مطالبه مىشد . « 109 » حتى گاه اتفاق مىافتاد كه حاكمى ( مانند حاكم طبرستان در سال 243 ه / 58 - 857 م ) سه بار ماليات مطالبه كند . « 110 » مطالبهاى پانزدهباره طى دو سال ، پس از اشغال شهرها ( حدود سال 7 - 266 ه / 880 م در خراسان و مرو ) همواره بهعنوان موردى كاملا استثنايى ذكر شده است . « 111 » به زودى پس از آن ( 327 ه / 9 - 938 م ) يكى از حكام وشمگير در قم نوعى ماليات ماهانه فردى ( كه احتمالا تنها در اينجا نيز معمول نبوده است ) وضع كرد كه ظرف مدّت كوتاهى تبديل به ماليات ويژهاى براى بازار در جشنهاى نوروز و مهرگان شد . « 112 » عضد الدولة آل بويه ( 373 - 338 ه / 983 - 949 م ) انواع جديد ديگرى از ماليات مقرر كرد ، تا عوايد سرزمينهاى خود را از 320 به 360 ميليون درهم در سال ( يعنى روزانه يك ميليون درهم ) افزايش دهد . « 113 » بدين ترتيب مردم احساس كردند كه از نظر خراج تسهيلاتى در كار آنان فراهم آمده است . اين
--> ( 105 ) . ابن خلدون ، العبر ، ج 3 ، ص 383 و بعد ، . Kremer , C , G . I 282 ( 106 ) . طبرى : تاريخ 3 ، ص 1272 و بعد ( بهويژه وصول سريع مالياتها ) . ( 107 ) . طبرى : تاريخ 3 ، ص 1738 . ( 108 ) . طبرى : تاريخ 3 ، ص 2039 . ( 109 ) . علل تاريخى اين نوع اعمال مالياتى نزد قمى : تاريخ قم ، ص 164 - 161 ؛ اطلاعات بعدى : 190 - 183 . ( 110 ) . ابن اسفنديار : تاريخ طبرستان ، ص 157 و بعد . ( 111 ) . ابن اثير : الكامل ، ج 7 ، ص 100 و 132 . ( 112 ) . قمى : تاريخ قم ، ص 164 : مشاهره ، در لهجهء آنجا « ماهيانه » . رجوع كنيد به : . Lambton 595 ( 113 ) . ابن اثير : الكامل / چاپ تورنبرگ ، ج 9 ، ص 16 . - مقايسه كنيد با . Mez 24 - شبيه چنين فشارى نيز در سال 183 ه / 799 م در خراسان بهوسيله يكى از برمكيان ( جهشيارى : كتاب الوزراء ص 282 و بعد ) و سال 275 ه / 888 م در كرمان ، فارس و خراسان ( تاريخ سيستان ، ص 246 ) و نيز در حدود سال 388 ه / 998 م در خوزستان ( ابن اثير : الكامل ، ج 9 ، ص 56 ) گزارش شده است .